گنجشک

زندگی کردن تو ممالک جهان سوم یعنی: ترافیک، آلودگی، ماشین وطنی خراب، اینترنتِ اگر برقرار با سرعت لاک پشتی، آنتن ندادن موبایل، دسترسی شما محدود است، خش خش رادیو تو یه جاهایی از مسیر که از قضا گوشهاتو تیز کردی یه چیزیو بشنوی، گل فروش سر چهار راه، فیلتر، گلچین، همینایی که ما می گیم درسته، چاله، دروغ، دیوارهای بلند حاشا، دهن سرویس شدن برای مسایل جزیی و راحت عبور کردن از مسایل مهم و کلی(1)، کیفیت تصویر خراب، سوالای بی جواب، چراهای انباشته ته انباری ذهن، برنامه ریزی در نقش کشک، مدیریت دوغ، در به در دنبال یه آدم چیز فهم گشتن، زیر پاگذاری قانون واسه یه عده آسونتر از آب خوردن و له شدن یه عده دیگه زیر بار قانون مداری، چشمای خیس، قرص اعصاب، من از تو تقدیر میکنم تو از من، جاده های ناامن، توپولف، قطارای زمان اعلیحضرت، مسافرت پرریسک، سریالای آبکی، قهرمانای بادکنکی، دلخوشیای الکی، برخوردای سلیقه ای، 20:30،بهمن هاشمی،هدفمندی،عیدی سیصد و هجده هزار تومنی،...

(1)اینجا دانشجوها برای انتخاب واحد بیشتر از ارائه پایان نامه دهنشون سرویس میشه و تو بحث پایان نامه هم سخت ترین مرحله جمع آوری داده های خامِ!

ما گفتیم جهان سوم اینطوریه تو ممالک دیگه زندگی نکردیم ببینیم اونجا چه خبره. شاید همه جا آسمون همین رنگیه چه میدونم؟

هی یاد این ترانه محسن نامجو می افتم که میگه:این که زادهء آسیاییو میگن جبر جغرافیایی بعدشم یه چیزای دیگه میگه راجع به لنگ در هوا بودن و اینا که دیگه یادم نیست.

تا حالا انقدر وطن فروشی نکرده بودم اما چند هفته است با شکل رسم ونمودار دچار دهن سرویسیِ مزمن شدم سر یه موضوع مزخرف و ساده و یه عده اصرار دارن گره با دست باز شدنی رو من با دندون باز کنم منم دندونام دیگه کند شدن انقدر سعی کردم و نشد فلذا دیگه اعصاب نموند واسم و دست به این کار شنیع زدم.نمیدونما ولی یه جورایی احساس گول دشمن خوردن و منا*فق شدن و دست تو دست بیگانه گذاشتن بهم دست داده!خدایا نکنه واقعا من گول دشمن رو خوردم!من گول خوردم!گول خوردم؟بدم پدرِ پدر پدر سو...

من میرم سینما یه فیلم ببینم شاید ازین حال و هوا دربیام. (دیالوگ سن پطرزبورگ)

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٤ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ توسط فرزانه نظرات () |

اصلا نمیدونم روزهام چه طوری می گذرند.هر روز یه سوژه ای پیش میاد با خودم میگم برم اینو بنویسم تو بلاگم بعد از این فکر تا عملی شدنش انقدر طول می کشه که کلهم اجمعین یادم میره چی میخواستم بگم و اگرم یادم باشه اون داستان دیگه بیات شده.

به سلامتی همه دوستان امتحانات ما تموم شد.حالا چون برای چند روز محدود تا آغاز ترم جدید در پوست خود نمی گنجیم  زودی میخواهیم یکی ازین پستا که بیاید همه با خوشحال باشیم بذاریم تا اعصاب داریم.

راستش تو دلم مونده که بگم چرا هی منتظریم این روزا بگذرن؟ما آدما همیشه فکر میکنیم یه روزی قراره بیاد که همه چیز ردیف باشه و ما هم هیچ مشکلی نداشته باشیم این پا رو بندازیم رو اون یکی و لذت ببریم و خوشحالی کنیم در حالی که همه می دونیم همچین روزی وجود نخواهد داشت.

دوستم میگفت ماه رمضون رو دوست ندارم چون گرسنه ام و هی میخوام که زود افطار بشه و از این انتظار برای زودتر گذشتن عمرم غصه میخورم.من یه ذره فکر کردم دیدم اوه ما چقدر به مناسبت های مختلف همچین احساسی داریم.وقت درس خوندن میگیم خدایا کی تموم می شه راحت بشم.اول هفته غصه میخورم که کی آخر هفته میشه.توی روز هی منتظرم ساعت 4 بشه برم خونه و ...

غافل از اینکه تمام این لحظاتی که من در انتظار تموم شدنشون هستم لحظات منحصر به فرد عمر و همه زندگی من هستن.

خلاصه اینکه میخوام بگم اگه تو این لحظه ها غم و غصه درست و درمون نداریم که خیلی هامون نداریم و اگه هنوز اختیار داریم که بخندیم یا اخم کنیم و نخندیم به نظرم بد باختیم زندگی رو.

چند روز قبل همکارم چند تا بلیط تئاتر بهم داد.هیچ کدوم از اطرافیانم برنامشون جور نبود واسه اومدن ولی تئاترش خیلی اسمی بود.عصرش تنهایی تو سالن تئاتر نشسته بودم و داشتم لذت می بردم.خودم خوشم اومد از اینکه واسه خوش گذروندن وابسته به حضور دیگران نموندم و حق خودم دونستم که تنهایی دو ساعت خوش بگذرونم.شاید یه کم خنده دار به نظر بیاد اما حس کردم اون دو ساعت لذت یه جورایی هدیه زندگی بود برام و قسمت و سهم من بود.

سرجمع میخوام بگم هیچ روزی نرفته دنبالش یه روز بهتر و فوق العاده تر بیاد.دنبال عشق و حال و لذت و دوست داشتن و عشق و همه چیزهای خوب باشیم تا وقتی نیومده اون روز که افسوس تک تک لحظات عمرمون رو بخوریم.

خلاص.

قالب بلاگم اون چیزی نیست که میخوام ولی برای آغاز تغییر خوبه تا یه روز که حسش بود بشینم ردیفش کنم.

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٥ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ توسط فرزانه نظرات () |

میدونید تنها راه حل کسی که دوشنبه امتحان داره و همینطور چهارشنبه و تا امروز یه کلمه از درساشو نخونده و صبح با انگیزه از خواب بلند شده که شاخ غولو بشکنه و بشین سر کتاب و جزوه و در کمال ناباوری فهمیده سخت تر از اون چیزیه که فکرشو میکرده و الان یه چیزی تو مایه های خر تو گل گیرکرده است چیه؟

یه لیوان چایی بریزه ، جعبه شیرینی ام بذاره کنارش و با مهرنوش بخونه: تو که چشمات خیلی قشنگه....

بعدم تازه پر رو پر رو بشینه بلاگشم به روز کنه!

عجب آدمایی پیدا میشنا!

راستی بهتون گفته بودم مهرنوش همکار ما بوده قبلا؟البته من ندیده بودمش وقتی من استخدام شدم تو سال سوم مرخصی بدون حقوقش بود.وقتی این آهنگش پخش شد موجی از شادی و شعف بین کارمندان سازمان مربوطه پیچید و همه غریو اللله اکبر سر دادن از این همه استعداد پنهان و فروخورده!

حالا دیگه رییسا میدونن نباید خیلی سر به سر ما بذارن وگرنه ممکنه استعدادهای ما هم کم کم شکوفا بشه و بذاریم بریم یه جای خوش آب و هواتر!

طفلکی بابام اومده میبینه پای کامپیوترم میگه خسته نباشی.فکر کرد دارم درس میخونم.من عذاب وجدان گرفتم میرم سر درسام فعلا.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط فرزانه نظرات () |

بارانی که نمی بارد

تویی که نیستی

دست و دلی که به کار نمی رود.

 

تویی که نیستی

دیگری که... هست

و عجیب این روزها می ترسم حوصله دلم سر برود

و جایگاهت را دیگری که هست بگیرد . . . وقتی تو نیستی

و من بمانم و حکایت سر به مهر احساسی که پر پر شد و نفهمیدی.

 

و من دوباره هواییم این روزها

این روزها که دوباره تو نیستی از قضا!

 

وچقدر ذهنم را به خود مشغول کرده این جملات که:

در خیال به آنان دل می بندیم که دوستمان ندارند و در واقعیت از آنان که دوستمان دارند گریزانیم

شاید این باشد دلیل تنهایی همیشگیمان

 

به گوش قاصدکی نجوا می کنم

وقتی تو نیستی ....دیگری هست که قدر دل از دست رفته ام را میداند

و رهایش می کنم شاید به گوشت برساند

آوای دخترکی را که حوصله دلش سر رفته

از بس که تو نیستی...

 

 

پی نوشت:

به خیالت بگو دی ماه وقت امتحاناست دست از سرم بر داره.مرسی

روی ماه احسان رو (از نوع خواجه امیریش) با تاخیر بابت آهنگ های 1 و 5 و 7 آلبوم یه خاطره از فردا می بوسم.مخصوصا بابت آهنگ اول که هزار بار گوش کردم!

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٩ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط فرزانه نظرات () |

خدایا مرسی از این هوای بارونیِ محشرِ دو نفره.

خودم تنهایی و یه نفره کلی حالشو بردم.دست گلت درد نکنه.

 

پی نوشت:

کی میگه تو نباشی ستاره بی فروغه؟

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱۱ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ توسط فرزانه نظرات () |

Design By : Night Melody